
دوباره شنبه شد ولي به در نگاه ميکنم
ولي دوباره روز بعد کمي گناه ميکنم
دلم گرفته مي شود دوشنبه ها بدون تو
گلايه از ستاره و طلوع ماه ميکنم
دوازده ستاره را سه شنبه ميشمارم و
به انتظار يک نگاه نظر به راه ميکنم
چهار شنبه مي شود و قول ميدهي که زود
شبانه هاي تيره را شبي پگاه ميکنم
چه بغض ها که در گلو نشست و جابجا نشد
نيامدي و درد و دل به چاه ميکنم
و جمعه من به خاطر شکستن طلسم تو
کنار شمعدانيم به در نگاه ميکنم
غروب شد نيامدي و مثل جمعه هاي قبل
به جاي بغض در گلو دوباره آه ميکنم
نوشته شده در جمعه 23 تیر 1391 ساعت
11:12 AM توسط مهشيد اقدم نظرات 0 | |
![]()
